به گفته رئیس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد، خوانشهای مختلف سازمانهای ذیربط از منافع و آینده مطلوبی که برای خود دارند، در مقایسه با چشمانداز ۱۴۰۴ شهرداری نشان میدهد آینده مطلوب آنها با هم متفاوت است و با یکدیگر همجهت نشدهاند.
ایمان قلندریان، در گفتوگو با خبرنگار ما با اشاره به اینکه تدوین چشمانداز از دل برنامهریزی استراتژیک بیرون میآید، بیان میکند: برای این اتفاق ابتدا باید مسیر مطلوبی را ترسیم کرده و وضع موجود را بسنجیم و سپس به این مسئله بپردازیم که چگونه میتوان مسیر مطلوب را طی کرد.
وی با بیان اینکه در تدوین چشمانداز، دو مسئله فرایندهای تدوین و محصول حائز اهمیت است، میگوید: آنچه در چشمانداز توصیف میشود، باید متعلق به ذینفعانی چون ساکنان، متولیان، متخصصان و حتی کارکنان مدیریت شهری باشد. همانطور که میبینیم خوانشهای اعضای شورا از چشمانداز شهر، در شعارهای تبلیغاتی آنها پیش از انتخابات نیز شنیده میشود که البته تاکنون خیلی فرایند همهگیری نبوده است. از این رو گفته میشود ماهیت چشمانداز باید مشارکتی باشد.
رئیس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه میدهد: وقتی صحبت از چشمانداز ۱۴۰۴میشود، باید توجه کنیم از دایره انصاف خارج نشویم؛ چون در سال ۸۴ تهیه شده و آن زمان بسیاری از چالشها یا وجود نداشته و یا هنوز خودنمایی نکرده بود.
قلندریان با بیان اینکه یکی از مسائل مطرح شده پیشنهادی در آن زمان توجه به نقش دیدهبان شهر است، میافزاید: گروههای مختلف ذینفع شهر با این عنوان باید دور هم جمع شده و به گفتوگو بپردازند تا منافعشان همجهت شود؛ ولی به دلیل کنار گذاشتن مسئله مردمیبودن، باز در دام قدرت گرفتار میشوند. همچنین تمرکززدایی از مدیریت شهری، نکته مثبت دیگر این چشمانداز است منتها تا زمانی که نشت اثر این اتفاق در لایههای پایینی دیده نشود، در حد شعار باقی میماند. در واقع چشمانداز باید فضایی را ایجاد کند که افراد بتوانند در آن، ارزشها، امیدها و نگرانیها را مطرح کنند. به این معنی که خوانش ما از یک شهروند مشهدی در سال ۸۴ چه بوده و آیا دستکم به سه مسئله اصلی شهروند در آن زمان پاسخ داده است؟
وی با اشاره به اهمیت فعالکردن نیروهای اصلی در شهر برای نوشتن چشمانداز میگوید: توجه به درک جمعی مطلوب این نیروها از آینده شهر بسیار مهم است. در این صورت ما در یک فرایند یاددهی و یادگیری جمعی و اجتماعی قرار میگیریم که در عمل اتفاق نیفتاده و براساس اسناد موجود چشمانداز قبلی یک نظام مسئلهشناسی مشخصی نداشته است. از طرفی چشمانداز باید همسویی و تعهدی را میان نیروهای مختلف ایجاد کند که این مسئله نیز اتفاق نیفتاده است؛ به عنوان مثال در دورههای مختلف مدیریت شهری از موضوع دوگانه گردشگر و زائر نام برده شده است. گاهی همراستا و گاهی دو قطب متفاوت میشوند که نشان میدهد چشمانداز نتوانسته در این موضوع همجهتی ایجاد کند و در راهبردهای چشمانداز باز هم صحبت از اینکه زیارت تفوق دارد یا گردشگری به میان میآید. ضمن اینکه شاخصها متناسب با مشهد نیست و کمی است و میتواند در شهرهای مختلف پیادهسازی شود.
رئیس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به مسئله رهبری و الهامبخشی در چشمانداز میافزاید: چشمانداز باید به گونهای ترسیم شود که بتواند ضمن ایجاد وفاق، آنقدر قدرتمند باشد که نیروها را همراستا کند. همانطور که در سال ۲۰۱۷ مشهد پایتخت فرهنگی جهان اسلام شد و ما باید مصداقهای الهامبخشی همچون اقتصاد مبتنی بر خدمات و صنایع برتر و فناوری را در ۲۰۱۷ میدیدیم.
قلندریان با طرح این پرسش که آیا با وجود چالشها و عدم قطعیتهای موجود باید وارد چشمانداز بشویم یا خیر، بیان میکند: با بررسی نظامهای بسیط سنتی تمرکزگرا با مدیریت از بالا به پایین و نظامهای مشارکتی که ایالتها قدرت قانونگذاری دارند، میبینیم که در هر دو مورد، چشمانداز هنوز جایگاه دارد؛ اما در نظامهای مشارکتی، قدرت چشمانداز به یک بیانیه ختم نمیشود و تبدیل به یک ابزار سیاستی شده و در لایههای پایینتر خود را نشان داده و تکمیل میکند.
وی با بیان اینکه چشمانداز ۱۴۰۴، چشمانداز شهر مشهد نیست؛ بلکه چشمانداز شهرداری مشهد است، میافزاید: خوانشهای مختلف سازمانهای ذیربط از منافع و آینده مطلوبی که برای خود دارند، در مقایسه با چشمانداز ۱۴۰۴ شهرداری نشان میدهد آینده مطلوب آنها با هم متفاوت است و همجهت نشدند و در این مسئله کارشناسان باید با هم به اجماع میرسیدند.
رئیس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه چشمانداز امروزه به یک چارچوب سیاستی، ارزیابیپذیر و نهادمند تبدیل شده؛ چیزی که در ۱۴۰۴ در مشهد وجود نداشت، میگوید: اگرچه در این چشمانداز از دیدهبان صحبت شده؛ اما برخی موارد آن قابل ارزیابی نیست و یا اگر قابل ارزیابی باشد، اصل مسئله را پوشش نمیدهد. به عنوان مثال در مسئله مشارکت، خوانشی که از شاخصها وجود دارد، بسیار متفاوت از رقم خوردن مشارکت واقعی است. در مسئله نهادمند بودن نیز اینکه هر سازمان چه نقشی در این مأموریتها دارد، تبیین نشده و در لایههای زیرین هر سازمان، وظایف آنها در راستای مأموریت چشمانداز مشخص نشده است.
قلندریان با اشاره به ضرورت تغییر نگاه در چنین موضوعی ادامه میدهد: انتظار ما از کسی که چشمانداز را ارائه داده و سپس همان چشمانداز را فضایی و مکانی میکند، این است که بگوید در راستای چشمانداز دقیقاً چه فعالیتی را انجام داده؛ چون اگر چشمانداز وسیلهای برای انجام انگارههای ذهن ما باشد از آن استفاده میکنیم وگرنه آن را کنار میگذاریم. در واقع چشمانداز زمانی باورمند میشود که به شکل ساختارمند در نظام برنامهریزی ما به عنوان یک سند الزامآور و قابل گزارشگیری قرار بگیرد. سند چشمانداز نیز باید در طرحهای تفصیلی پیوست داشته باشد و اعضای شورای شهر در همه دورهها در قوانینی که برای شهر مصوب میکنند، به این مسئله توجه کرده و بپردازند و دستکم هر ۶ ماه یک بار برای پیشبرد اهداف چشمانداز پاسخ دهند و مابهازای آن در نظام برنامهریزی باید دیده شود.
وی اظهار میکند: انسجام بیرونی شهر، نظام بینالمللی و تحریمها نیز در تدوین چشمانداز باید مورد توجه قرار بگیرد. در چنین شرایطی بهتر است سناریوهای متفاوتی نیز با شرط وجود تحریم یا نبود آن در نظر گرفت تا از چالشهای داشتن یک سناریو در شرایط ناگهانی جلوگیری به عمل بیاید.
رئیس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به معضل حاشیهنشینی در این شهر خاطرنشان میکند: چشمانداز باید نسبت خود را با حاشیهنشینی پیدا کرده و خطوط اصلی را ترسیم کند و کسی که طرح تفصیلی را تدوین میکند، ببیند چطور میتواند نوع سکونت و دسترسی به خدمات را تغییر دهد. در واقع ارتباط میان نظام مسائل باید به خوبی برقرار شود. در حالی که نمودار عِلّی در این چشمانداز برای بیانیه طراحی شده نه علتها. اینکه در حاشیهنشینی، امنیت، جداییگزینیها و فقر شهری حس بیعدالتی ما کجاست، باید مورد توجه قرار میگرفت.
قلندریان با اشاره به تفسیر سیستم برنامهریزی میافزاید: باید دید مدیریت شهری و آستان قدس به عنوان نهادهای بزرگ شهر نسبت به طرح چه اعتقادی دارند، نهادهای امنیتی کجای جریان هستند، میزان دخالت شهروندان و بهرهمندی از تشکلهای مردمی به صورت واقعی در چه حد است و آیا ساز و کاری برای به رسمیت شناختن آنها در چشمانداز وجود دارد.
وی ادامه میدهد: در فرایند اجرا، بودجه اختصاص یافته باید با اهمیت موضوع چشمانداز نسبت صحیحی داشته باشد. گاهی میبینیم چشمانداز تدوین شده؛ ولی ذهن مدیران را درگیر نمیکند یا با تغییر اولویتها، بخشی از آن کنار گذاشته میشود.
رئیس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد میگوید: در چشمانداز ۱۴۰۴، یک رویکرد الهامبخش در کلاس جهانی بر رویکردهای بومیگرایی غلبه پیدا کرده و به تعارضات زیستمحیطی توجه نشده؛ به عنوان مثال صحبت از اقتصاد مبتنی بر صنایع برتر است؛ اما از ابتدای سال روزهایی که هوای پاک داشتیم، بسیار انگشتشمار بوده و باید در چشمانداز آینده به آن توجه ویژه داشت.
قلندریان با اشاره به مسئله استحاله هویت بیان میکند: در دهه۸۰ هویت مشهد دچار تغییر شکل میشود و سپس در اواخر آن دهه بزرگترین اتفاق در بافت اطراف حرم مطهر به میزان ۳۰۰ هکتار در زمینه تملک و تخریب رقم میخورد و اقتصاد سوداگرایانه، ستون فقرات مداخلات در شهر میشود، در حالی که کسی در حسن نیت افرادی که این مداخلات را شروع کردند شک ندارد، به این دلیل که چشمانداز نتوانست به این موضوعات جهت دهد؛ چون اثر در لایههای مختلف سازمانی نشت پیدا نکرد. تقلیل مفهوم زیارت نیز در برخی شاخصها مانند توسعه مبتنی بر تجاریسازی بافت حرم مطهر هویدا میشود.
انتظار ما این است که سند چشمانداز به جای یک سند آرمانی، یک نقشه راه باشد و تا لایههای زیرین، خود را نمایش دهد. از طرفی به جای اینکه بودجه به سمت پروژههای نمایشی برود، نسبت خود را با حرکت به سمت چشمانداز مشخص کند و مدیران شهری نیز بر مبنای فعالیتشان در راستای چشمانداز رصد شوند.
۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۵۶
کد مطلب: ۱۱۲۶۰۳۶
به گفته رئیس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد، خوانشهای مختلف سازمانهای ذیربط از منافع و آینده مطلوبی که برای خود دارند، در مقایسه با چشمانداز ۱۴۰۴ شهرداری نشان میدهد آینده مطلوب آنها با هم متفاوت است و با یکدیگر همجهت نشدهاند.
زمان مطالعه: ۷ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما